سراج24:
اولا از همه دوستان پای ثابت قطعه ۲۶ میخواهم در این مسابقه شرکت کنند، بلکه برنده شوند و از جوایز نفیس، معنوی و خانوادگی آن که حج عمره است، بهره کافی را ببرند. ثانیا از خود و مخاطب میخواهم دگر بار دقت کنند که اصلا و اساسا چیست فلسفه شب یلدا؟! آیا اینکه در طولانیترین شب سال، فریضه نیک صلهرحم انجام شود و مادربزرگ، قصهای برای جماعت تعریف کند، مخل کدام مبانی دین است؟!
دست شیطان، فقط از آستین سیاست بیرون نمیآید؛ گاهی از آستین همین تعراضات ساختگی و بیخود و بیوجه بیرون میآید و از قضا، ضربه را کاریتر وارد میکند. چه خوب که ما کمکرسان شیطان نباشیم و به کسانی که قصد دارند میان «اسلام» و «ایران» و سنن این و آن، فاصله بیخود بیندازند، مدد نرسانیم.
نه فقط یلدا، که هر رسمی از هر قومی اگر محبت را فزونی بخشد، دلها را به هم نزدیک کند، بنیان زندگی را تقویت کند و مقام خانه و خانواده را بالاتر برد، حتما و قطعا مورد قبول دین مبین اسلام است. ثالثا گیرم که یلدا متقارن با عزای رحلت رسول خدا نباشد. آیا جز این است که در قصه مادربزرگ ایرانی، صلوات بر محمد (ص) و خاندان پاک او، جایگاهی بس بلندبالا دارد؟! مادربزرگ ایرانی برای ما کدام قصه را تعریف کرده که دست آخر، به مناره و گلدسته نرسیده باشد؟! مادربزرگ ایرانی، چه قصه خاستگاری بابابزرگ از خود را تعریف کند، چه افسانه تعریف کند، چه اسطوره بسازد، و چه هر قصهای ببافد، دست آخر میرسد به خدا، به رسول خدا، به همین محرم و صفر… خلاصه کنم؛ به دین. حال آیا زیبنده است که در شعاری منهای بصیرت اجتماعی، ادعا کنیم؛ زنده باد عزا، مرگ بر یلدا؟! رابعا مادربزرگ قصه شب یلدا خودش رند روزگار است؛ به غایت سرد و گرم چشیده روزگار.
برای مادربزرگ، یلدا فرقی نمیکند مصادف با رحلت پیمبر شود یا میلاد پیمبر. اگر مادربزرگ، ساربان یلدای ایرانی است، همچین قشنگ شتر قصهاش را در کوی غم یا کوچه سرور میخواباند که بیا و ببین. یلدای ما ایرانیها، چه به اشک بخورد، چه به خنده، مادربزرگ عزیز ما قصه هر جفت اینها را بلد است. اصلش را بخواهی ما در خلال قصه عزیز… و در یکی از همین یلداها بود که اول بار «آمنه» را شناختیم و فهمیدیم «حلیمه» کیست! اگر مادربزرگ برای ما قصه نگوید، پس که بگوید؟! و اگر مادربزرگ در شب یلدا برای ما قصه نگوید، پس کی بگوید؟! نه رسول خدا، نه امام حسن مجتبی (ع) و نه امام رضا (ع) هیچ یک از ما نخواستهاند یلدا را سانسور کنیم، بلکه جملگی ما را سفارش کردهاند به استفاده از تجربههای دیگران از قبیل همین مادربزرگ. یلدا اگر شب قصه باشد، مورد تایید اسلام است؛ اگر شب صلهرحم باشد، مورد تایید اسلام است؛ اگر شب احترام به بزرگان قوم و قبیله باشد، مورد تایید اسلام است… و اگر شب جمع شدن همه گرد یک سفره باشد، باز هم مورد تایید اسلام است. و جز اینها، آیا چیز دیگری هم هست یلدا؟! حالا خامسا و سادسا و الباقی را بیخیال که یلدا شب پادشاهی مادربزرگ است! پدربزرگ هم البته بلد است قصه بگوید اما برای یک قصه دوخطی پدربزرگ، رمانی میسازد حضرت مادربزرگ! اصلا قصه است و آب و تابش… و آنکه خوب به قصه، آب و تاب میدهد همین مادربزرگ است. من هم مثل دیگر نوهها به مادربزرگم «عزیز» میگویم.
عزیز، دیروز که چادر به کمر بسته بود و داشت دیگ شلهزرد را هم میزد، گفت: «فردا شب میخواهم قصه آن کریمی را برایتان تعریف کنم که خواندهام چند بار، همه زندگیاش را به فقرا بخشیده، همه زندگیاش را… و دوباره از صفر شروع کرده است.» یا امام حسن مجتبی! تا امشب پای قصه مادربزرگ بنشینیم، چند ساعتی مانده. این چند ساعت، دل را میخواهم روانه کنم سمت بقیع… و به یاد بیاورم اگر از روضههای کربلا، «عبدالله» و «قاسم» را بگیری، گویی «حسن» را از «حسین» گرفتهای! چیز دیگری هم میماند؟! یا امام حسن! تو آنقدر کریمی که کربلا را هم به حسین (ع) بخشیدی! و نسل امامت را! لیکن اگر ثمرات ازدواج حسن مثنی، فرزند تو با فاطمه بنتالحسین نبود، هیچ یاری برای امامت و هیچ یاریگری برای نسل امام نمانده بود. طرفه حکایت را نگاه کن در این قصه شیرین… که امشب، عزیز برایمان خواهد گفت؛ چند امام آنسوتر، باز هم نسل امامت، به شما برمیگردد ای کریم اهل بیت. آقاجان! ما که آخرش هم نفهمیدیم دقیقا بر حسین (ع) چه گذشت، که تو خود گفتهای؛ «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله» اما غیبت، مثل یک زهر جانسوز، جگر بشریت را خون کرده است.
تا این زهر کشنده، نکشته آدمیت را، ای کریم! تو دعا کن برای ما… تو دعا کن که آفتاب بزند! یا امام حسن مجتبی! اصلش، گیرم که اعراب، این سنت را نداشتند که پدر را به پسر اولش بخوانند؛ شک نکن باز هم جهان، علیبنابیطالب (ع) را در وهله اول به «ابالحسن» میشناخت. ای سرور جوانان اهل بهشت! ای که بر خون خدا هم امام بودهای! ای امام ثارالله! ای که یکجا، برای حسین (ع) و عاشورا و کربلا، امامت کردهای، امام بودهای! یلدای غیبت به درازا کشیده، زهرآگین است کام ابنای آدم… کرم کن که حتی حضرت آفتاب از تو التماس دعا دارد؛ ماه، ستارهها، همه ما. اینک چشم ما به «بقیع» است، به ساعاتی دیگر… به قصه مادربزرگ در «یلدای نبوی».
قیمت سکه و ارز
یادداشت
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
توئیت ها و ویراستی های برگزیده
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
یلدای نبوی؛
مسابقه بزرگ یلدای نبوی/ صفحه اینستاگرام یلدای نبوی
کار خوب، خوب است، کار بد، بد. همانقدر که تعارض انداختن میان رسم ایرانی و زیبای یلدا با عزای دهه آخر صفر را عملی نابخردانه میشمرم، بر این عقیدهام که ابتکار «حزبالله سایبر» در برگزاری مسابقه «یلدای نبوی» کاری درست و هوشمندانه بود.
نظرات کاربران
پربازدیدترین ها
•••
•••
•••
•••
•••
•••
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••



